• اصرار قرآن بر انسان شناسي
    مهم‏ترين علم و شناختي كه در معرفت انسان، نقش آفريني مي‏كند، شناخت مبدأ و معادِ هستي و وحي و نبوت است. ديگر علوم را بشر با تلاش و كوشش حسي و غير حسي (والبته با مدد گرفتن از وحي) مي‏تواند [...]

  • قسط و عدالت در هويت آدمي
    عدالت در رفتار نمونه‏اي است از عمل صالح كه برخاسته از ايمان و اخلاق انساني است و برترين مصداق آن در وجود مقدس اميرمؤمنان (عليه‏السلام) بسان خورشيد مي‏درخشد و چون چشمه نور از آن سرچشمه [...]

  • برابري و برادري امامت و دين
    امام صادق (عليه‏السلام) از پدران بزرگوار خويش نقل مي‏كنند كه امام علي(عليه‏السلام) در اين باره اسلام و سلطانِ عادل را دو برادر يكديگر خوانده و چنين فرموده‏اند:«الإسلام والسلطان العادل أخوان لا يصلح واحد [...]

  • علوم بشري از نظر قرآن
    قرآن كريم يك سلسله از علوم را به عنوان ميزبان و صاحب اصلي جان انسان مي‏داند و دسته اي ديگر را كه از عوارض بشري بوده و سابقه و لاحقه عدم داشته و دارند، مهمان نفسِ انسان مي‏شمارد، مگر آنكه در پرتو [...]

  • رسالت وارثان انبيا
    از منظر قرآن كريم عالمان الهي، انسان هايي ويژه اند كه وظيفه مخصوصي برعهده دارند و ديگران هم موظّف به بهره برداري علمي از آنان هستند.اهميت مطلب، آنگاه روشن مي‏شود كه بدانيم خداي سبحان [...]

نور باطن و نور ظاهر

نعمت هاي خداوند، همگي ابتدايي و از روي كرم و تفضّل الهي است و آنچه را كه خدا از روي تفضّل، عنايت فرموده است، هرگز از انسان نمي‏گيرد، مگر اين كه انسان با ايجاد تغييري در [...]

چشم و گوش ملكوتي حارثه

خداي صمد و انسان اجوف

انس با گذشته، حضور در حال و نظر به آينده

همت انسان ها در حركت به سوي كمالِ الهي، متفاوت است. برخي اساساً به مقام خلافةاللهي نمي‏انديشند و به دنبال آن، نيستند. بلكه فقط فكر جهان آينده آنها را به خود مشغول [...]

برتري علمي و عملي آدم بر فرشتگان

سه راه كمال انساني


قرآن كريم يك سلسله از علوم را به عنوان ميزبان و صاحب اصلي جان انسان مي‏داند و دسته اي ديگر را كه از عوارض بشري بوده و سابقه و لاحقه عدم داشته و دارند، مهمان نفسِ انسان مي‏شمارد، مگر آنكه در پرتو انس با علوم ميزبان و هماهنگي با آن، صبغه ميزباني يافته و از گزند زوال مصون بماند.
علمي كه با انسان، زاده مي‏شود و به همراه او رحلت مي‏كند، مربوط به خداشناسي، آشنايي با اسماي حسناي حق، خطوط كلي وحي و نبوّت و راههاي اصلي رسالت و شريعت و... است كه از نظر قرآن، همگي صاحب خانه جان انسان و علوم فطري است و از شمار آنها مي‏توان گرايش به فضيلت و پرهيز از رذيلت (پس از آشنايي با هر كدام) را نام برد.
خداي سبحان ارواح تمام بشر را با فطرت توحيدي آفريده است و آن نحوه خلقت را تبديل ناپذير، معرفي مي‏كند: (فطرت اللّه الّتي فطر النّاس عليها لاتبديل لخلق اللّه)[1]. در بخش ديگري از قرآن كريم نيز مي‏فرمايد: (ونفسٍ وما سوّاها فألهمها فجورها و تقوّاها)[2]. يعني خداوند، روح انسان را تسويه كرد و تسويه روح به اين است كه تباهي و تقواي جانِ آدمي را به او آموخت و مرحله «نفس مُلهَمه» را محقق فرمود. پس دانش هايي چون خداشناسي و شناخت اصول ارزشي در نهاد هر كس تعبيه و به همراه جان او آفريده شده است.
از اين رو سخن افلاطون كه همه علوم را تذكّر و يادآوريِ دانسته هاي پيشين مي‏داند، در اين بخش يعني علوم ميزبان و اصلي و ارزشي، صحيح است[3].
امّا علومي كه از عوارض روح آدمي است و مهمان نفس بشر به شمار مي‏رود، از راه اكتساب و تحصيل به دست مي‏آيد. مانند پزشكي و همه شاخه هاي آن، مهندسي و تمام شعبه هاي آن، اختر شناسي، زمين شناسي، كشاورزي، زيست شناسيِ جانوري و گياهي و دهها رشته ديگر از علومِ بشري و زير مجموعه آنها كه هيچ يك در نهاد انسان، ذخيره نشده و درباره آنها آگاهي قبلي وجود نداشته است. بلكه بشر به تدريج، آنها را تحصيل كرده است و در پايان عمر نيز ممكن است آنها را از دست بدهد.
قرآن كريم درباره سابقه اين علوم، مي‏فرمايد: (واللّه أخرجكم من بطون أمّهاتكم لاتعلمون شيئاً)[4]. يعني خداوند شما را از شكم مادران خارج كرد در حالي كه به هيچ چيز آگاهي نداشتيد. كلمه «شيئاً» (كه در اصطلاح ادبي، نكره در سياق نفي است و إفاده عموم مي‏كند) دلالت دارد كه آدمي به هنگام زاده شدن، هيچ شيئي از اين علوم عادي و بشري را نمي‏دانست و همه را از راه چشم و گوش و عقل، فرا گرفت: (وجعل لكم السّمع والأبصار والأفئدة لعلّكم تشكرون)[5]. پس هيچ كس همزاد با هيچ علم بشري به دنيا نيامده است.
درباره لاحقه و سرانجامِ اين علوم بشري نيز قرآن كريم مي‏فرمايد: (ومنكم من يُردّ إلي أرذل العمر لكي لا يعلم بعد علمٍ شيئاً)[6]. يعني برخي از انسان ها كه به فرتوتي و كهن سالي مي‏رسند، هر آنچه را كه خوانده و دانسته اند از ياد مي‏برند. اينجا نيز كلمه «شيئاً» نكره در سياق نفي است و دلالت دارد كه ذرّه اي از آنچه در طول عمر كسب كرده اند، در حافظه علمي برخي از آنان باقي نمي‏ماند. بسيارند عالمان كارآمد كه سال ها بر كرسي تحقيق و تدريس تكيه زدند، اما پس از صرف عمري طولاني در راه تعليم و تدوين، همه اصطلاحات علمي را از ياد بردند.
پس دو دسته آيات در زمينه علم و جهل انسان، وجود دارد: يك دسته آياتي كه‏مي‏گويد بشر به همراه سرمايه هاي‏علمي آفريده شده است ويك دسته آيات، بشر را در حال آفريده شدن جاهل مي‏داند كه به تدريج در طول عمر خود ازجهل به سوي علم، حركت مي‏كند. مضمون دسته اول، ناظر به‏علوم ومعارف الهي و اصول ارزشي نظير خداشناسي، معادشناسي، شناخت فضايل و... است و سخن افلاطون، مبني بر تذكرّي بودن علوم در اين باره صحيح است. دسته دوم درباره دانش هايي چون علوم تجربي، رياضي و...، است كه محصول كاوش هاي بشري و مهمان روح آدمي بوده و اثبات صحت آن رأي افلاطون در مورد اين‏علوم، دشوار است.
دانستني‏هاي آسماني
قرآن كريم، نوع ديگري از دانستني‏ها را مطرح مي‏كند و آن را بسيار مورد تأكيد قرار مي‏دهد.
پي نوشتها:
[1] ـ سوره روم، آيه 30.
[2] ـ سوره شمس، آيات 7 ـ 8.
[3] ـ توضيح بيشتر: ج 13 تفسير موضوعي، (معرفت شناسي در قرآن)، ص 187.
[4] ـ سوره نحل، آيه 78.
[5] ـ سوره نحل، آيه 78.
[6] ـ سوره نحل، آيه 70.
منبع: كتاب صورت و سيرت انسان در قرآن، اثر آيت الله جوادي آملي


X